سفارش تبلیغ
صبا
[ و روایت شده است که دو مرد را نزد او آوردند که از مال خدا دزدى کرده بودند : یکى از آن دو بنده بود از بیت المال مسلمانان ، و دیگرى در ملک مردمان . فرمود : ] امّا آن یکى از مال خداست و حدّى بر او نیست چه مال خدا برخى از مال خدا را خورده ، و امّا دیگرى بر او حدّ جارى است و دست او را برید . [نهج البلاغه]

آفتاب نرم

ارسال‌کننده : Negin khoshkeleh در : 96/8/21 9:34 صبح

امروز روزم زیباتر شروع شد

شاید منتظر اتفاقی خوش است

آفتاب امروز با من دوست بود

هوا با من مدارا کرد

و 

من عشقی دادم به آفتاب

بوسه های آفتاب را پذیرفتم

امروز آب رودخانه هم به من لبخند زد

و من امروز صدای خنده های برگ درخت سپیدار را شنیدم

امروز گنجشک ها زیباتر میخواندم

چه خوش بود امروز 

امروز خوش بود

نان هم برایم سخت نگرفت

به من نزدیک شد

دیگر دنبالش ندویدم...




کلمات کلیدی :

چند حبه آسمون

ارسال‌کننده : Negin khoshkeleh در : 96/8/20 9:4 عصر

من دختر بارانم من  آره 

من و تو و چند حبه آسمون آبی 

بیا باهم حال سنگ را بهتر بفهمیم 

مرا گرم کن??گل تقدیم شما




کلمات کلیدی :

من دختر بارانم

ارسال‌کننده : Negin khoshkeleh در : 96/8/20 5:17 عصر

قصه اینجاست که شب بودو هوا ریخت بهم من چنان درد کشیدم که خدا ریخت بهم

 

 




کلمات کلیدی :